ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۸ تیر ۱۳۹۷ - Siamak Bagheri
    :)

زکات

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

🌸🍃🌸🍃


در تذکره الاولیا آمده است، زرگری نزد ابوالعباس نهاوندی (قرن چهارم) آمد و گفت: می‌خواهم زکات مال خود را بپردازم به چه‌کسی بدهم؟


شیخ گفت: برو اولین نیازمندی که در شهر دیدی به او بده. 


زرگر آمد و پیر نابینایی در کنار خرابات دید که در زمین نشسته بود. کیسه‌ای زر زکات مال به او داد و نابینا خوشحال شد.


روز بعد رفت و دید نابینای دیگری کنار اوست. نابینای زکات‌گیر به او می‌گوید: خدا خیر بدهد دیروز زرگری آمد و کیسه‌ای زر به من داد و من در عشرتکده شهر رفتم و تا صبح مستی و با کنیزکان جوان عشق‌بازی کردم.

 

زرگر این سخن شنید برآشفت و پیش شیخ آمد و گفت: من از تو خواستم راهی نشان دهی که بتوانم زکات مالم را بپردازم٬ این چه راهی بود که حرف تو را گوش کردم و مال را یک‌باره به یک عشرت‌گر دادم!


شیخ دیناری به او داد و گفت: حال این یک دینار را ببر و به اولین فقیری دیدی ببخش. زرگر در راه مردی دید که چهره‌ای شکسته داشت. دینار در کف دست او نهاد. مرد علوی (سید) بود. شادمان شد و همان‌جا سجده شکری کرد. زرگر به دنبال آن مرد علوی افتاد، دید در خرابه‌ای رفت و از زیر لباس خود کبوتری مرده را به خرابه انداخت.


برگشت و زرگر را دید. پرسید: این چه بود؟ مرد گفت: فرزندانم سه روز است گرسنه هستند و تاب گرسنگی نداشتند، این کبوتر مرده را برای آن‌ها می‌بردم تا بخورند. که خدا تو را حواله من کرد و کبوتر را در خرابه انداختم. خدا را هزاران مرتبه شکر. 


زرگر با چشمانی اشک بار نزد شیخ برگشت و داستان را تعریف کرد. شیخ گفت: دو زکات بود و دو داستان و یک انسان. هرگز در کار خدا تردید نکن. وقتی می‌خواهی بدانی پولت چقدر حلال است کافی است نگاه کنی که دست چه‌کسی می‌رسد و در چه راهی مصرف می‌شود.


Q

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی