ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

قسم های خداوند در قرآن

يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۵ ب.ظ

در آیات بسیاری از قرآن کریم، خدای متعال به چیزهایی سوگند یاد کرده، از جمله: ذات پاک خویش، روز قیامت، فرشتگان، ماه، خورشید و... در حالی که خداوند بی نیاز از سوگند بوده ولى سوگندهاى قرآن همواره داراى دو فایده مهم است: نخست تاکید روى مطلب و دیگر بیان عظمت چیزى که به آن سوگند یاد مى‌شود؛ زیرا هیچ کس به موجودات کم - ارزش سوگند یاد نمى‌کند. و اهمیت برخی از مطالب آنقدر بالاست که خداوند در یک سوره یازده مرتبه قسم یاد نموده است.


و از طرفی این سوگندها که خطاب به انسان است، جهت تفهیم ارزش و منزلت او بوده تا انسانها به ارزش وجودی خود پی برده و خود را به بهایی اندک نفروشند و در برابر نعمت های فراوانی که خداوند برایشان ارزانی داشته، جهت رسیدن به قرب الهی تلاش کنند.


محتویات

۱ سوگندهای خداوند در قرآن

۱.۱ قسم به نام پاکش

۱.۲ قسم به جان پیامبر

۱.۳ قسم به قرآن

۱.۴ قسم به فرشتگان

۱.۵ قسم به انسان

۱.۶ قسم به اسبان دوندهی مجاهدان

۱.۷ قسم به زمان

۱.۸ قسم به مکان

۱.۹ قسم به میوه ها


سوگندهای خداوند در قرآن[ویرایش]

خدای متعال در آیات متعددی به مواردی قسم یاد کرده که نشانگر ارتباط ویژه بین یادکننده ی قسم و آنچه که بدان قسم یاد شده، وجود دارد و هر چه شأن و مقام یادکننده ی قسم بالاتر باشد، حکایت از اهمیت بالای آن موضوع دارد که به مواردی از آنها به اختصار یادآور می شویم:

قسم به نام پاکش[ویرایش]

این که خداوند به نام پاک خودش سوگند یاد کرده، خود بر چند دسته است:

الف. سوگند برای ارسال رسل: «تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ‌»؛[۴] به خدا سوگند، به سوى امت هاى پیش از تو پیامبرانى فرستادیم اما شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست و امروز او ولىّ و سرپرستشان است و مجازات دردناکى براى آنهاست!

در این آیه، به ذات اقدس الهی که مستجمع جمیع صفات جمالیه و کمالیه است، قسم یاد نموده و هدف از این سوگند، فرستادن رسولان الهی جهت اتمام حجت است که بدون آن هیچ امتی عذاب نخواهد شد.[۵]

ب. سوگند برای وعدهی روزی: «وَ فىِ السَّمَاءِ رِزْقُکمُ‌ْ وَ مَاتُوعَدُونَ فَوَرَبّ‌ِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنطِقُون‌»؛[۶] و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‌شود! سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حق است، همان گونه که شما سخن مى‌گویید!

خدای متعال در این آیه به پروردگار آسمان و زمین سوگند یاد کرده تا تأکیدی بر وعدهی روزی انسان ها و وعده ی بهشت باشد و مراد از رزق و روزی آسمانی، باران، خورشید، ماه، ستارگان و تمامی موجوداتی است که بقای آدمی بدان وابسته است.[۷]

قسم به جان پیامبر[ویرایش]

«لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ»؛[۸] به جان تو سوگند، این ها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‌اند.

خطاب آیه به رسول گرامی اسلام است و خداوند به جز او به جان کسی سوگند یاد ننموده که این فعل جهت بزرگداشت آن جناب می باشد.[۹]

اهمیت و دلیل سوگند با این عظمت، به خاطر مست بودن قومی است که سرگردان غفلت ها و شهوات هستند، ناگهان عذاب الهی آنها را فراگرفته و به هلاکت می رساند.[۱۰]

قسم به قرآن[ویرایش]

خدای متعال در آیات متعدد به خود قرآن با صفات مختلف سوگند یاد کرده، از جمله: قرآن مجید،[۱۱] صاحب ذکر،[۱۲] مبین[۱۳] و حکیم که به بیان یکی از آنها به اختصار می پردازیم.

«وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ × إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»؛[۱۴] سوگند به قرآن حکیم که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستى.

حکمت، صفتی است که در مورد شخص عاقل و زنده بکار می رود و توصیف کردن قرآن به این صفت بیانگر این مطلب است که خداوند قرآن را موجودی زنده و عاقل بیان نموده؛ موجودی که می تواند درهای حکمت را به روی انسان ها باز کند و آنها را به راه راست هدایت نماید.[۱۵] یادکرد سوگند الهی به قرآن حکیم در حقیقت برای اثبات نبوت پیامبر اسلام و استدلال به رسالت ایشان با قرآن است؛ چرا که قرآن، معجزه ی ابدی و جاودانه ی پیامبر اسلام است که هیچ کس توانایی آوردن همانند قرآن را ندارد.[۱۶]

قسم به فرشتگان[ویرایش]

در سوره های متعدد قرآن کریم با صفات مختلفی به ملائکه قسم یاد شده که از طرفی مأموریت فرشتگان را در عالم هستی خبر می دهد، مانند آیات ذیل:

«وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا»؛[۱۷] سوگند به فرشتگانى که (جان مجرمان را به شدت از بدن هایشان) برمى‌کشند و فرشتگانى که (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا مى‌سازند و سوگند به فرشتگانى که (در اجراى فرمان الهى) با سرعت حرکت مى‌کنند و سپس بر یکدیگر سبقت مى‌گیرند و آنها که امور را تدبیر مى‌کنند!

در این آیات، به ملائک های سوگند یاد شده که مطیع امر الهی بوده و تدبیر عالم در دست آنهاست و آنان با اذن خدا به مسئولیت خویش پرداخته و تدبیرات خداوند را تحقق می بخشند.[۱۸]

قسم به انسان[ویرایش]

سوگند به جان آدمی،[۱۹] پدر و فرزندش[۲۰] (ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل)، وجدان آدمی و... در آیات متعدد بیان شده که نمونه ای را به اختصار تبیین میکنیم: «لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ × وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»؛[۲۱] سوگند به روز قیامت و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز حق است).

این که به قیامت و نفس سرزنش کننده با هم قسم یاد شده، نمی تواند بی ارتباط باشد؛ چون با بلاغت و اعجاز قرآنی تناسب ندارد؛ اما ارتباطی که بین این دو وجود دارد، اینست که مراد از "قیامت"، قیامت کبری و رستاخیز الهی است و "نفس لوّامه" قیامت صغری و دادگاه وجدان بشری است و قسم به این دو در حقیقت برای برانگیختن و رسیدن بسزای اعمال انسانهاست.

در این آیه خداوند به وجدان آدمی قسم یاد نموده که قیامت حق است و به دلیل عظمت و ارزش والایش که انسان را از غفلت بیدار کرده و از گناهان بازداشته و نجات می دهد. خداوند در وجود انسان ها محکم های به نام وجدان نهاده که خود دلیل روشنی برای وجود معاد است و شباهت عجیبی به معاد و دادگاه الهی دارد:

  • یک. در هر دو دادگاه قاضی، شاهد و مجری حکم یکی بیش نیست.
  • دو. در هر دو رشوه و تبعیض راهی ندارد.
  • سه. قطورترین پرونده ها در کوتاهترین زمان و بدون تجدید نظر رسیدگی می شود.
  • چهار. روح انسانی اول از درون سوخته، بعد به بیرون دل و جان سرایت می کند.[۲۲]

قسم به اسبان دوندهی مجاهدان[ویرایش]

«وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا × فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا × فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا»؛[۲۳] سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى که نفس‌زنان به پیش مى‌رفتند و سوگند به افروزندگان جرقه ی آتش (در برخورد سُمهایشان با سنگهاى بیابان) و سوگند به هجوم آوران سپیده دم‌.

خداوند با این سوگندها می خواهد ما را به اهمیت جهاد و جایگاه رفیع آن در اسلام و ارزش فوق العاده اش آگاه سازد تا مسلمانان ذلت و خواری را از خود دور ساخته و عزت و عظمت خویش را به رخ جهانیان بکشند.[۲۴]

قسم به زمان[ویرایش]

الف. زمانهای دنیوی؛ مانند: سوگند به شب،[۲۵] روز‌،[۲۶] سپیده دم،[۲۷] صبح[۲۸] عصر و... که کراراً در قرآن یاد شده و ما در این نوشتار، جهت اختصار به تشریح یکی از آنها میپردازیم:

«وَالْعَصْرِ × إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ»؛[۲۹] به عصر سوگند که انسانها همه در زیانند.

در تفسیر کلمه ی "عصر" آمده که منظور از عصر، وقت عصر، سراسر زمان، تاریخ بشریت، عصر ظهور پیامبر اسلام یا عصر ظهور و قیام حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه است که هر کدام داراى ویژگى و عظمت خاصى در تاریخ بشر بوده است.[۳۰]

اما صحیحترین نظر بر اساس سیاق و بیان سورهی عصر، باید عصر قیام امام زمان علیه السلام باشد که زمان جدایی حق از باطل است؛ و ظاهر آیه ی شریفه که پیرامون عصری است که خسارت و ضرر تمامی انسان های منقطع از خدا را آشکار ساخته، با این منطبق است؛ زیرا در دوران های گذشته نزول عذاب منطق های بوده و شامل تمامی انسانها نمی شده و عذاب فراگیری که تمام بشریت را فراگرفته و حق را از باطل کاملاً جدا کند، در همان عصر حضرت مهدی علیه السلام است.[۳۱]

ب. زمان های اخروی؛ مربوط به قیامت و آخرت است که یکی از زمان ها و دوران های مهم بشریت بوده و خدای متعال به آن روز و وقایع آن قسم یاد کرده، از جمله: قسم به روز موعود،[۳۲] معاد جسمانی،[۳۳] سوال از اعمال انسانها،[۳۴] بازخواست از بت پرستان[۳۵] و خود روز قیامت، مثل آیه ی ذیل که به آن اشاره شد:

«لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛[۳۶] سوگند به روز قیامت‌.

قسم به مکان[ویرایش]

خداوند در قرآن مکان هایی را مقدس شمرده و در مواردی به برخی از آنها قسم یاد کرده که برخی زمینی هستند و برخی آسمانی.

الف. مکان های زمینی؛ از جمله: کوه طور،[۳۷] دریای مملو،[۳۸] مشارق و مغارب،[۳۹] بیت معمور،[۴۰] شهر مکه،[۴۱] و غیره.

قسم به شهر "مکه" در حقیقت قسم به اقامتگاه پیامبر اسلام است: «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ × وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ»؛[۴۲] قسم به این شهر مقدس (مکه) شهرى که تو در آن ساکنى.

این تعبیر بیانگر آن است که شهر "مکه" به خاطر ولادت و اقامت آن حضرت در آن شهر شرافت پیدا نموده و مقدس شده است.[۴۳]

ب. مکان های آسمانی؛ یکی از نشانه های عظمت خدای سبحان در عالم هستی، آفرینش آسمان و کرات آسمانی است که خداوند متعال به برخی از این نشانه ها قسم یاد نموده؛ مانند: خورشید،[۴۴] ماه،[۴۵] ستاره،[۴۶] زمین،[۴۷] آسمان[۴۸] و... تا با قسم یادکردن بر این ها بندگانش را به تفکر و اندیشه درباره ی عالم خلقت وادار نماید.

«وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ»؛[۴۹] سوگند به آسمان که داراى برج هاى بسیار است.

مراد از بروج، ستارگان فروزان یا برج های تقویمی است. از آنجا که زندگی انسان ها با تقویم ها رابطه ی تنگاتنگی دارد و عالم هستی بر اساس نظم آفریده شده، بدین جهت خداوند به برج های آسمانی قسم یاد نموده است.[۵۰]

قسم به میوه ها[ویرایش]

«وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ»؛[۵۱] قسم به انجیر و زیتون (یا: قسم به سرزمین شام و بیت المقدس).

انجیر و زیتون دو میوه معروفی هستند که دارای خواص بسیاری بوده و خدای متعال بدانها سوگند یاد نموده است.[۵۲]


منبع: wiki.ahlolbait.com


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۰

نظرات  (۲)

۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۸ chefft.blog.ir 💞💕
به نظرم چیزی که خدا به نامشون قسم میخوره خیلی با ارزش هستن. مثلا همین انجیر و زیتون باید تحقیقات زیادی رویشان انجام بگیره، حتما خاصیت فوق العاده برای بیماریهای ناشناخته دارند
پاسخ:
موافقم
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۱ کف تراش سرسیلندر
خداوند خیرتان بدهد
سایت بسیار مفیدی دارید
پاسخ:
خدا خیر کثیر به شما دهد
نظر لطف دارید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی