ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نماز» ثبت شده است

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۴ ق.ظ

کربلا:

شب برای استراحت به موکب کاشانی ها در خیابان روضتین که حدود یک کیلومتر با حرم امام حسین (ع) فاصله داشت رفتیم. موکب به نام امامزاده سلطان علی بن امام محمدباقر (علیه السلام) سفیر شهید کربلا نام داشت. موکب بزرگی و با امکانات خوبی بود . غرفه ها مختلفی هم داشت. غرفه فرهنگی که کتاب شهید ابراهیم هادی را جهت مطالعه بین  زایران  توزیع میکرد. غرفه خیاطی، غرفه آرایشگاه ، غرفه شارژموبایل که 120 تا پریز برای شارژ موجود داشت !! .غرفه کودک و غرفه های دیگر .. خودتان تشریف ببرید ببینید، من بیشتر توضیح ندهم.

حمام موکب، کانکس بزرگی بود که حدودا شامل  20 تا حمام با ابعاد یک متر در یک متر، خیلی تمیز و مرتب در خود جا داده بود. ساعت حمام 12 شب تا نماز صبح. ساعت 2 بامداد بیدار شدم حمام رفتم غسل زیارتی کردم و با همراه این چند روزه من (دمپایی) به سمت حرم امام حسین (ع) حرکت کردم. 

نفربر (دمپایی) خود را تحویل کفشداری پس از ربع ساعت معطلی دادم ، رفتم صف تحویل موبایل. از خادمان حرم وقتی دید گوشی موبایل من دوربین ندارد، به من گف: امانات لازم نیست گوشی را تحویل دهی. با ذکر بسم الله و بالله  و صلوات وارد حرم شدم . نمیدانستم ضریح کدام طرفه و باید کدام سمتی بروم (بار اولم بود کربلا میرفتم) . یواش یواش با جمعیت و با زبان ذکر گویان به سمت ضریح مولا میرفتم. 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین - السلام علیک یا ثار الله و بن ثاره - السلام علیک یابن رسول الله - السلام علیک یابن امیر المومنین - السلام علیک یا بن فاطمه الزهرا - السلام علیک یا اخ الحسن المجتبی - السلام علیک یا سید الشباب اهل الجنه - .....

ابتدا ضریح جناب حبیب بن مظاهر ، سپس یاران شهید امام حسین(ع) ، سپس خود مولا را زیارت کردم. سیل زایران با صورت های جاری از اشک که از یک سمت ضریح به سمت دیگر ضریح میرفتند و کلماتی با مولا صحبت میکردند، را مشاهده میکردم . کنار ضریح شهدا جایی برای نماز و دعا بود . تا نماز صبح آنجا چون دیگران مشغول نماز و دعا بودم . بعد از اذان صبح هم ، جای دوستان خالی ، نماز صبح جماعت خواندیم .

نماز دو رکعتی زیارت امام حسین (ع) که  مستحب است در آن سوره یس و سوره الرحمن تلاوت شود، را خواندم . در قسمت دیگر حرم چون از علما شنیده ام که سوره مبارکه فجر در شان امام حسین (ع) است را با ذکر 15 صلوات می خواندم و هربار از طرفی یک نفر یا تعدادی از دوستان به محضر امام تقدیم میکردم . به این خاطر که همه را یاد کرده باشم و از طرفشان صلوات و سوره فجر به امام هدیه کرده باشم و بدهکار دوستان نباشم.

  


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۰:۰۴

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۴۷ ق.ظ

مسیر نجف به کربلا:

عصر بود نزدیکی های کربلا بودیم. کربلا را شهر بلا هم گفته اند . مبادا یک وقت کربلا بودی بلایی دیدی از دست خدا یا امام حسین رنجیده شوی . بلا به معنی امتحان توست و رحمتی از جانب خداوند . غیر از الحمدلله و شکر خدا چیزی بر زبان نیاور.


پیاده میرفتیم که دسته عزاداری کوچک و با صفایی از کنارمان رد می شد. روحانی جوان دسته عزاداری با عمامه مشکی و پای برهنه چهارچرخ کوچک سیستم صوتی  و با ارتفاع حدود 2 متر که طبقه بندی داشت را جلوی خود هل میداد و بر سر خود میزد و  دیگران هم بر سر خود میزدند و عزاداری میکردند و طی مسیر میکردند. سرعت حرکت دسته از ما بیشتر بود و خیلی سبک میرفتند انگار رو زمین راه نمیرفتند بلکه دسته ای بودند که تو آسمان طی مسیر میکردند . ما که با دیدن این گروه سریع دلمان رفت نیم ساعتی تا نزدیکی حرم حضرت ابالفضل (ع) همراه دسته بودیم.




داشت غروب میشد، کم کم وقت نماز میشد ما و خانواده برادرم که همسفر بودیم قبل از رسیدن به حرمین شریف تصمیم گرفتیم موکبی جهت استراحت شب و گذاردن ساک و کوله هایمان پیدا کنیم تا سبکبار برای اقامه نماز بین الحرمین باشیم. دو سه موکب تو خیابان شارع العباس رفتیم گفتند جا نداریم. خلاصه به برادرم گفتم با همین وسایل میریم بین الحرمین نماز میخوانیم ، خود حضرت جایی برای استراحت برای ما جور میکند. با وسایل به سمت حرم آقا ابالفضل (ع) حرکت کردیم. 

از این جهت که بزرگان گفته اند : حضرت ابالفضل، باب الحسین است . ما تصمیم گرفتیم ابتدا به زیارت ایشان برویم.


پس از سه یا چهار نوبت بازرسی کوله پشتی هامون، ساعت 6 عصر روز پنج شنبه خودمان را روبروی گنبد و بارگاه آقا ابالفضل سلام الله علیه یافتیم. عرض سلام کردیم  بین الحرمین رفتیم نماز خواندم . تو فکر موکب برای استراحت شب بودم . از کنار دستی خودم پرسیدم موکب خوب و نزدیک سراغ داری؟ کاشانی (اهل شهر زیبای کاشان) بود. سریع کارت موکب کاشانی ها تو خیابان روضتین که آدرس و کروکی دقیق روی کارت چاپ شده بود را به من داد و گفت ما دیشب رسیدیم ، موکب خوبی است و جا هم زیاد دارد. 

از طرفی هم ، خانمی کربلایی (اهل شهر کربلا) آمده بود دنبال زایر که برای استراحت به منزلش که نزدیک حرم بود، ببرد.  خانمم میگفت چند تا عکس از خانه اش هم گرفته بود و به زایران نشان میداد و میگفت خانه اش مرتب و تمیز است . خواهش میکرد برای استراحت به منزل ایشان برویم.  خلاصه بعد از نماز و مشورت تصمیم گرفتیم به موکب کاشانی ها برویم...



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۰۷:۴۷

سفرنامه اربعین

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۵۲ ب.ظ


مسیر مرز مهران به نجف اشرف:

صبح حدود ساعت 2 صبح وارد خاک عراق شدیم . اولین خوشامدگویی ها را اپراتورهای تلفن همراه با چندین پیام به زبان فارسی، عربی و انگلیسی به ما گفتند. سوار اتوبوس عراقی جهت عزیمت به نجف اشرف شدیم . همان ابتدای راه به خاطر خستگی سفر تمام مسافران به غیر از راننده اتوبوس به خواب رفتند . اتوبوس جهت اقامه نماز صبح جلوی مسجدی توقف کرد. پس از اقامه نماز صبح به جماعت ( توفیق نماز صبح جماعت کمتر نصیب مسلمین میشود .ما به برکت این سفر چند بار نماز صبح جماعت اقامه کردیم) به راه افتاد . جاده ها اکثرا نامناسب و بدون علائم راهنمایی رانندگی و حتی مسافت مانده تا شهر بعدی و ... بود. حدود 9 صبح وارد شهر نجف شدیم . روحانی کاروان  ذکری از فضایل و زیارت حضرت علی (ع) و عظمت مسجد کوفه و مسجد سهله کرد و  از همه التماس دعا نمود .

چون اکثر مسافران خانوادگی آمده بودند و هر خانواده بالطبع مسیر راهپیمایی نجف به کربلا طی میکرد، مسافران پس از پیاده شدن از اتوبوس از همدیگر التماس دعا کردند و گروه گروه به سمت حرم امیرالمومنین طی مسیر کردند. از کنار وادی السلام گذشتیم ، قبل از رسیدن به حرم مولا سمت چپمان موکب بزرگی خودش را به ما نشان داد ، با ارائه پاسپورت پذیرش شدیم تا وسایل مان را در موکب گذاشته قدری استراحت کرده چای (دمنوش- شربت ) نوش کرده راهی حرم مولا شویم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۷ ، ۲۰:۵۲

سفرنامه اربعین

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ب.ظ



مسیر تهران به مرز مهران:

ظهر برای صرف نهار و اقامه نماز اتوبوس جایی نزدیک همدان کنار ایستگاه صلواتی توقف کرد مسافران پیاده شدند . پس از صرف نهاری مختصر و دقایقی طولانی جهت صف طولانی سرویس بهداشتی و اقامه نماز دوباره سوار اتوبوس شدیم. 

حدود 8 شب یعنی 12 ساعت پس از شروع سفر نزدیک مرز مهران شدیم، چنان طوفان و گرد و خاکی بود که به سختی جلوی اتوبوس دیده میشد. دقایقی بعد باران سیل آسایی اتوبوس و جاده را شست . اکثر پارچه ها و بنرهای ایستگاه صلواتی ها را باد کند و برد. از اتوبوس پیاده شدیم سوار اتوبوس شرکت واحد شدیم و چون باران شدید بود مسافران را تا نزدیکی گیت کنترل پاسپورت بردند. پس از عبور از گیت ایران وارد قسمت فضای بازی شدیم که اکثرش مسقف بود منتهی چون باران شدیدی می بارید کف محوطه کاملا آب جاری بود و برای نماز باید به نمازخانه میرفتیم . نمازخانه برای نماز خواندن 3 نفر آن هم با مشقت همراه بود مابقی فضای نمازخانه همه خوابیده بودند.

حدود 3 ساعت در این فضا ماندیم تا اتوبوس های عراقی برای مسافران مهیا شوند . بعد از عبور از گیت عراق سوار اتوبوس عراقی شدیم . خاطرم هست اتوبوس ایرانی 44 صندلی و اتوبوس عراقی 48 صندلی بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۷ ، ۲۱:۲۶

علامت مومن در کلام امام حسن عسکری

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۱ ب.ظ

امام حسن عسگری (ع) فرمود : علامت های مومن (شیعه ) پنج چیز است :

1.خواندن پنجاه ویک رکعت نماز در شبانه روز

2.زیارت اربعین

3.انگشتر به دست راست کردن

 4.پیشانی را در سجده بر خاک نهادن

5.بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز


زیارت اربعین فراموش نشود دوست عزیز


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۷ ، ۲۳:۰۱
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۵

نماز یکشنبه ماه ذی القعده را از دست ندهیم

يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۱ ب.ظ




Masjednama.ir

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۹:۳۱

نماز بسیار ساده شب بیست و سوم ماه رجب

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۲ ب.ظ

✅ 


• عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه وآله قالَ: مَنْ صَلَّى فِی لَیْلَةِ الثَّالِثَةِ وَ الْعِشْرِینَ رَکْعَتَیْنِ بِالْحَمْدِ وَ الضُّحَى خَمْساً، أُعْطِیَ بِکُلِّ حَرْفٍ وَ بِکُلِّ کَافِرٍ وَ کَافِرَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ، وَ ثَوابَ سَبْعینَ حَجَّةً، وَ ثَوابَ مَنْ شَیَّعَ سَبْعینَ ألفَ جِنازَةٍ، وَ ثَوابَ مَنْ عادَ ألْفَ مَریضٍ، وَ ثَوابَ مَنْ قَضَى ألْفَ حاجَةٍ لِمُؤْمِنٍ.


• جناب سلمان از رسول خدا صلّی الله علیه وآله نقل می کند که فرمودند : هر کس در شب بیست و سوم ماه رجب  دو رکعت نماز بخواند؛ در هر رکعت یک بار سوره حمد، و پنج بار سوره ضُحی؛ در این صورت، خداوند به ازای هر حرف و به ازای هر مرد و زن کافر، درجه ای در بهشت به وی اعطا می کند، و خداوند ثواب هفتاد حج و ثواب کسیکه هفتاد هزار جنازه را تشییع کرده باشد، و ثواب کسی که هزار مریض را عیادت کرده باشد، و ثواب کسی که حاجت هزار مسلمان را برآورده باشد، به وی اعطا می کند.


📚 البلدالأمین، ص169


🔻

T.me/Alzanjani

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۴۲

چیست مفهوم "الله اکبر"

جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

 در 17 رکعت نماز 154 بار می‌گوییم «اللهُ اکبر». که تعدادی از آن واجب رکنی، تعدادی واجب غیر رکنی و بقیه‌اش مستحبند. جواد آقای

 ملکی تبریزی در کتاب «اسرار الصلاه» شان که کتاب خیلی خواندنی است می‌فرمایند:«اگر یک بار دل انسان بگوید: «اللهُ اکبر» نه تنها خدا

 را به چیزی و کسی نمی‌فروشد، بلکه اگر تمام عالم را به او بدهند، پای عشق خدا قربانی می‌کند». در حالی که ما 154 بار «اللهُ اکبر»

 می‌گوییم. یعنی تقریباً 90 سال پیش ایشان این مطلب را در کتاب شان بیان می‌کنند و می‌فرمایند: متاسفانه غالب مردم به جای تکبیر 

تحقیر می‌گویند. العیاذ بالله دارند می گویند: خدا کوچکتر است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۰

نماز اول وقت و رضا شاه

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۵۱ ب.ظ


بر بالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم

پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت

چند دقیقه بعد از ورود ما اذان مغرب گفتند

آقای پیر کراواتی،با شنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!


برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد

بعد از اینکه همه نمازشان را خواندند

من از او دلیل نمازخواندن اول وقتش را پرسیدم


و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...

درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه (رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم

از طرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه ام بودم.!!

روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...

آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...

رسیدیم مشهد و بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...

گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه

بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت

پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکر میکرد ومیرفت.!

به خود گفتم ما عجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش کرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!

حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پیرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟

گفتم:چه شرطی وبرای چی؟

شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی.!

متعجب شدم که او قضیه مرا ازکجا میدانست!؟ کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد...

خلاصه گفتم: باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!


همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!

منهم ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!


اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید در راهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!

درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبر کنم بعداز بازدید شاه نمازم را بخوانم

چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..

رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!


اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...

نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم و گفتم :

قربان در خدمتگذاری حاضرم

شرمنده ام اگر وقت شما تلف شد و...


رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟

گفتم : قربان از وقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا (ع) شرط کردم


رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:

مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!

اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!


بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!


ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم


(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۱