ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کربلا» ثبت شده است


امامزاده علی بن محمد الباقر (ع) برادر امام صادق (ع)

کربلای ایران

مشهد ادهال - کاشان


دانلود کتابچه به صورت PDF  دریافت

حجم: 2.94 مگابایت



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۵

سفرنامه اربعین

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۴ ب.ظ

چند نکته: 

یک سری نکات تو نوشته ها جا ماند اینجا ذکر میکنم.

- میزبانان شما در مسیر موکب ها نیروهای انتظامی و .. همه در جهت خدمت به زایران آماده هستند . مبادا با رفتار ناپسندی باعث بی احترامی به این میزبانان شویم و ادب را کامل رعایت کنیم.

- تشکر از همسفران در این سفر معنوی ، به خصوص روحانی اتوبوس که مداحی های خوبی در سفر برای ما داشت.

- یک مورد جالب در جاده های عراق این بود که بندرت در جاده، علائم راهنمایی و رانندگی اعم از فاصله با شهر بعدی و یا علایم هنگام تقاطع جاده ها دیده میشد یعنی نمیدانستی این جاده که میروی به کدام شهر میرسد و فاصله با نزدیکترین شهر، رستوران، امداد جاده و ... چقدر است .نتیجتا اینکه خدا خودش ما را برد و سالم برگرداند..

- تماس موبایل با سیم کارت ایرانی از عراق به ایران بسیار سخت و هزینه ای حدود دقیقه ای 3 هزار تومان بود ولی تماس از ایران به موبایل شما (سیم کارت ایرانی) راحت بود و هزینه دقیقه ای حدودا 1 هزار تومان.

- امسال هزار دینار عراقی (یک عراقی) ، مانند خودمان که در معاملات هزار را نمی گوییم 12 الی 14 هزار تومان (12 الی 14 تومان) بود . به بازار کربلا هم سری زدیم . کسبه چون میدانستند ما ایرانی هستیم قیمت را میپرسیدیم به تومان میگفتند . وقتی میپرسیدیم به دینار عراق چقدر و جواب میشنیدیم . متوجه میشدیم که مغازه ها نیز با اختلاف با یکدیگر دینار عراق را 12 یا 13 یا 14 تومان معادل میگفتند. خاطرم هست تو بازار یک کاسبی  ظروف برنجی میفروخت. با حدود 10 مشتری  جلوی بساط مغازه اش که همه ایرانی بودند راحت فارسی صحبت میکرد .حتی کناردستی من که ترک بود بعد از خرید قندان برنجی به فروشنده با لهجه ترکی گفت " گوی کارتونا" یعنی بگذار تو کارتن .تا این حد ایرانی ها تو بازار آنجا راحت بودند.

-تو سفر و پیاده روی اربعین تا جایی که میتوانید ذکر بگویید و یاد حضرات معصومین باشید و از غفلت و خدای ناکرده مشاجره با دیگران بپرهیزید.

- در کتاب عراق دیدم که نماز خواندن در مسجد سهله  2 سال عمر را زیاد میکند، از دست ندهید . ان شاءالله خدا عمر پر برکتی به همه ما بدهد.

-هدایایی تهیه کنید آنجا به خادمان بدهید بسیار خوشحال میشوند. دوست ما مقداری نبات به ایستگاه پخش چایی داده بود و گفته بود نبات مشهد امام رضا است . بسیار خوشحال شده بودند و تشکر کرده بودند.

-بار سفرتان را سبک بردارید تا سبکبارتر به زیارت بروید.


التماس دعا از همه دوستان


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۷ ، ۲۰:۳۴

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۶ ب.ظ

کربلا به مهران:


صبح شنبه چون ما با کاروان رفته بودیم باید زیر پل ضربیه شهر کربلا جمع میشدیم تا به سمت مهران و نهایتا تهران (امامزاده حسن) مراجعت کنیم. نماز صبح را در موکب خواندیم و به سمت پل ضربیه پیاده حرکت کردیم از جلوی حرم امام خداحافظی گویان رد شدیم . پس از حدود یک ساعت پیاده روی طبق قرار 7 صبح به پل ضربیه رسیدیم . گروه ما 11 اتوبوس بود که از قم و اراک آمده بودند و فقط 2 اتوبوس از تهران و یک ون هم از پرند آمده بودند. خلاصه 9 صبح همه آمده بودند و بعد از حضور و غیاب از لیست اعزام شده ، به طرف اتوبوس ها به مقصد مهران به راه افتادیم . 

از هم کاروانی ما که تو اتوبوس تهران به مهران و اتوبوس  مهران به نجف با ما بود آقا سید حمید نامی بود، جوانی پرشور با روابط عمومی خوب کمی شوخ با صدای خوب که تو اتوبوس مداحی هم کرد. از پل ضربیه تا اتوبوس ها ربع ساعت پیاده روی داشت . ابتدا، این سید حمید قصه ما که پرچم یا حسین داشت رو به هم کاروانیان خود کرد و گفت "کاروان سید حمید از این طرف" و با شور و اشتیاقی به سمت اتوبوس ها حرکت کرد.  از آنجا که اعزامی از تهران 2 اتوبوس و 1 ون بود و اتوبوس های عراقی 4 یا 6 صندلی بیشتر از اتوبوس های ایرانی داشت با این حال همه مسافران تهران در اتوبوس به مقصد مهران جا نشدند و گروهی مجبور شدند این مسیر را با ون های عراقی بیایند از جمله سید حمید قصه ما که حدود 4 نفر هم همراه داشت .

اتوبوس 10 صبح راه افتاد . طبق گفته گوگل ما باید این 300 کیلومتر را حدودا 4 ساعته میرفتیم . 3 ساعت پس از حرکت اتوبوس برای نماز و نهار نگه داشت ما حومه شهر حله بودیم یعنی فقط 40 کیلومتر از مسیر را آمده بودیم .کربلا تا حله هر 500 متر یک ماشین مسلح به تیربار برای امنیت جاده حضور داشت .

جای سید حمید در اتوبوس خالی بود . ساعت 5 عصر به مرز رسیدیم و از اتوبوسها پیاده شدیم . نماز جماعت مغرب و عشاء را بین حد فاصل مرز عراق و ایران خواندیم. کمتر از یک ساعت وارد خاک ایران شدیم . همه برای خاک ایران دلتنگ شده بودند. سید حمید با مسئول کاروان صحبت کرد که مسیر مهران به تهران را حتما با هم  اتوبوسی خودش که از تهران آمدیم باشند . از قضا به پارکینگ اتوبوس ها که مراجعه کردیم همه اتوبوس ها به جز اتوبوس ما حاضر بودند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۶

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۰۱ ب.ظ

کربلا:


صبح روز جمعه بود بعد از زیارت امام حسین (ع) ، و طی کردن بین الحرمین به حرم حضرت عباس (ع) با ذکر بسم الله و صلوات وارد شدم . بسیار حرم باصفایی بود . سیل زایران بود که در حرم دور قمر بنی هاشم طواف می کردند. پایین پای حضرت نماز زیارت و دعا خواندم . در آداب نماز زیارت امام حسین آمده بود که مستحب است سوره یس و سوره الرحمن قرائت شود . ولی در مفاتیح الجنان که دست من بود برای حضرت عباس (ع) سوره ای ذکر نشده بود. ابتدای کتاب مفاتیح الجنان چند سوره مبارکه تحریر شده است، من ابتدای کتاب  را باز کردم تا سوره ای که باز شد همان سوره را در نماز زیارت بخوانم. جالب اینجا که سوره فجر آمد .


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان

 وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾ سوگند به سپیده‏ دم (۱)

 وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾ و به شبهاى دهگانه (۲) 

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾ و به جفت و تاق (۳)

 وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ﴿۴﴾ و به شب وقتى سپرى شود (۴) 

هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ ﴿۵﴾ آیا در این براى خردمند [نیاز به] سوگندى [دیگر] است (۵) 

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ ﴿۶﴾ مگر ندانسته‏ اى که پروردگارت با عاد چه کرد (۶) 

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾ با عمارات ستون‏دار ارم (۷) 

الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ ﴿۸﴾ که مانندش در شهرها ساخته نشده بود (۸) 

وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿۹﴾ و با ثمود همانان که در دره تخته ‏سنگها را مى ‏بریدند (۹) 

وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ ﴿۱۰﴾

و با فرعون صاحب خرگاه ‏ها [و بناهاى بلند] (۱۰)

.

.

. مشاهده متن و صوت سوره


خاطرم بود که عالمی گفته بود سوره فجر در شان امام حسین است. و چه زیبا وجود حضرت عباس با امام حسین گره خورده است.

جمعه صبح بود و 4 روز مانده تا اربعین 1440 هجری قمری. گوشه حرم حضرت عباس بالای درب ورودی بزرگی نوشته شده بود "مدخل مواکب" یعنی ورودی موکب ها . من که تا آن لحظه فکر میکردم موکب اسم مکان است و جایی برای استراحت زایران . معنی ورودی موکب ها را نفهمیدم . ساعتی که در حرم بودم دیدم دسته های عزاداری از همین ورودی بزرگ " مدخل مواکب" وارد شده سینه زنی و زنجیرزنی میکنند از درب دیگری یا عباس گویان خارج میشوند. آنجا بود که متوجه شدم موکب نه اسم مکان است بلکه همان هیئت خودمان است.

برای ظهر به موکب برگشتم . نماز ظهر و عصر جماعت به صورت قصر (شکسته) خواندیم. بعد از نماز روحانی داخل حسینیه موکب دقایقی احکام شرعی گفت . خاطره ای از شهید ابراهیم هادی گفت و به نمازگزارن کتاب مسافر کربلا:زندگینامه و خاطرات شهید علیرضا کریمی را سفارش کرد تا مطالعه کنند. ضمنا گفتند که خواهر بزرگوار شهید ابراهیم هادی نیز در موکب ما تشریف دارند. من که از قبل با مطالعه دو جلد کتاب شهید ابراهیم هادی مقداری با روحیات و بزرگمنشی این شهید بزرگوار آشنا شده بودم، لحظاتی به فکر فرو رفتم. ما که شب قبل به کربلا رسیده بودیم و برای پیدا کردن جایی برای استراحت کمی سختی کشیدیم ولی به خواست خدا در بین الحرمین بزرگواری ما را به این موکب راهنمایی کرد ، بنده این مهمان نوازی را تا آن لحظه از جانب حضرت عباس میدانستم . با اشاره روحانی به شهید ابراهیم هادی ، لحظه ای به فکر فرو رفتم و با خود گفتم : "شاید این موکب را برای ما شهید هادی مهیا کرده " . نه اینطور نیست  احتمالا کربلا آمدن ما را شهید هادی لطف نموده !! .برای این موضوع پس از گفتن بسم الله الرحمن الرحیم قرآن کریم را باز نمودم  اولین سطر قرآن نام ابراهیم میدرخشید.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنْکَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِیثَاقًا غَلِیظًا ﴿۷﴾ سوره احزاب 

و [یاد کن] هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى پسر مریم و از [همه] آنان پیمانى استوار گرفتیم (۷)

 مطمئن شدم کربلای ما به لطف این شهید بزرگوار بوده. خدا را سپاس گفته و از خداوند برای این شهید بزرگوار بالاترین مقام ها در دنیای آخرت خواهانم.  

عصر جمعه هم با همسرم بین الحرمین رفتیم و ساعاتی آنجا بودیم . دسته های عزاداری ( همان هیئت خودمان یا به زبان عراقی ها مواکب) ابتدا وارد حرم امام حسین میشدند و از وسط بین الحرمین عبور کرده وارد حرم حضرت عباس شده و از خروج مواکب خارج می شدند . سیل عظیمی از موکب ها بود که تمامی نداشت. همه عربی مداحی می کردند ولی یک موکب هم بود که ترکی مداحی میکرد منتهی نمیدانم که هیئت ایرانی بود یا عراقی. از چند نفر شنیدم عراق هم ترک دارد! به یاد شعر حافظ رحمه الله افتادم 

 اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را  = یعنی شیراز هم ترک دارد پس حتما عراق هم ترک دارد.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۵:۰۱

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۴ ق.ظ

کربلا:

شب برای استراحت به موکب کاشانی ها در خیابان روضتین که حدود یک کیلومتر با حرم امام حسین (ع) فاصله داشت رفتیم. موکب به نام امامزاده سلطان علی بن امام محمدباقر (علیه السلام) سفیر شهید کربلا نام داشت. موکب بزرگی و با امکانات خوبی بود . غرفه ها مختلفی هم داشت. غرفه فرهنگی که کتاب شهید ابراهیم هادی را جهت مطالعه بین  زایران  توزیع میکرد. غرفه خیاطی، غرفه آرایشگاه ، غرفه شارژموبایل که 120 تا پریز برای شارژ موجود داشت !! .غرفه کودک و غرفه های دیگر .. خودتان تشریف ببرید ببینید، من بیشتر توضیح ندهم.

حمام موکب، کانکس بزرگی بود که حدودا شامل  20 تا حمام با ابعاد یک متر در یک متر، خیلی تمیز و مرتب در خود جا داده بود. ساعت حمام 12 شب تا نماز صبح. ساعت 2 بامداد بیدار شدم حمام رفتم غسل زیارتی کردم و با همراه این چند روزه من (دمپایی) به سمت حرم امام حسین (ع) حرکت کردم. 

نفربر (دمپایی) خود را تحویل کفشداری پس از ربع ساعت معطلی دادم ، رفتم صف تحویل موبایل. از خادمان حرم وقتی دید گوشی موبایل من دوربین ندارد، به من گف: امانات لازم نیست گوشی را تحویل دهی. با ذکر بسم الله و بالله  و صلوات وارد حرم شدم . نمیدانستم ضریح کدام طرفه و باید کدام سمتی بروم (بار اولم بود کربلا میرفتم) . یواش یواش با جمعیت و با زبان ذکر گویان به سمت ضریح مولا میرفتم. 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین - السلام علیک یا ثار الله و بن ثاره - السلام علیک یابن رسول الله - السلام علیک یابن امیر المومنین - السلام علیک یا بن فاطمه الزهرا - السلام علیک یا اخ الحسن المجتبی - السلام علیک یا سید الشباب اهل الجنه - .....

ابتدا ضریح جناب حبیب بن مظاهر ، سپس یاران شهید امام حسین(ع) ، سپس خود مولا را زیارت کردم. سیل زایران با صورت های جاری از اشک که از یک سمت ضریح به سمت دیگر ضریح میرفتند و کلماتی با مولا صحبت میکردند، را مشاهده میکردم . کنار ضریح شهدا جایی برای نماز و دعا بود . تا نماز صبح آنجا چون دیگران مشغول نماز و دعا بودم . بعد از اذان صبح هم ، جای دوستان خالی ، نماز صبح جماعت خواندیم .

نماز دو رکعتی زیارت امام حسین (ع) که  مستحب است در آن سوره یس و سوره الرحمن تلاوت شود، را خواندم . در قسمت دیگر حرم چون از علما شنیده ام که سوره مبارکه فجر در شان امام حسین (ع) است را با ذکر 15 صلوات می خواندم و هربار از طرفی یک نفر یا تعدادی از دوستان به محضر امام تقدیم میکردم . به این خاطر که همه را یاد کرده باشم و از طرفشان صلوات و سوره فجر به امام هدیه کرده باشم و بدهکار دوستان نباشم.

  


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۰:۰۴

سفرنامه اربعین

پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ

مسیر نجف به کربلا:

عمود به عمود به کربلا نزدیک میشدیم . در مسیر، فراوان مورد لطف میزبانان قرار میگیرید . سفر عجیبی است . از اول مسیر،  ماشین پلیس و پلیس مسلح زیادی برای ایجاد امنیت زایران مشاهده کردیم. ماشینهای پلیس 2 برابر ماشین های معمولی بزرگتر و با هیبت تر بود. پلیس هم با سبیل و هیبتی تقریبا خشن و ترسناک. در مسیر فقط جایی که کباب پخش میکردند صف بود. کامیونت هایی هم دیدیم که کارتنهای موز را درآورده و موز را دانه دانه کرده به زوار میدهند و دورتادور ماشین زوار جهت گرفتن موز، جمعیتی جمع شده بودند . من و خانمم داشتیم تو لاین تندروی پیاده روی میرفتیم که پلیس عراقی دستش را داخل ماشین شاسی بلند بیرون آورده بود و به چند زایر  موز تعارف کرد.  

انواع غذاها و نوشیدنی ها در مسیر جهت زایران مهیا است .بیشترین غذایی که ما دیدیم بعد از فلافل، غذایی بود که شامل پلوی سفید با خورشتی که روی پلو میریختند . خورشتش شبیه خوراک لوبیا چیتی بود .خاطرم هست دوستی که سال قبل اربعین رفته بود تعریف میکرد این غذا را زیاد خورده بودند و میزبان هم با  "هلابیکم " به زوار جهت غذا دعوت میکرده است . این دوستمان میگفت روز اول فکر کرده بود هلابیکم اسم این غذا است. 

"هلابیکم" به گفته دوستی "اهلا بکم" است به معنای شما خوش آمدید ، است.


 

گفتم از جمله غذایی که برای زایران طبخ میشد، کباب بود. برای همین یک عده از میزبانان حیوانات زنده چون گوسفند و شتر آورده بودند همانجا ذبح می کردند و طبخ میکردند و به زایران میدادند. تو مسیر بچه شتری را دیدیم که بسته بودند و جلوی شتر مقداری خیار جهت خوردن حیوان ریخته بودند. ولی بچه شتر به خیار بی علاقه، مشغول جویدن ظرف یکبار مصرف پلاستیکی بود . خانم جوانی که پرچم کشورش هم به کوله اش بسته بود از دیدن بچه شتر خوشحال شد و کنار شتر ایستاد تا همراهش از او و شتر عکس بگیرد. صاحب شتر به عربی چیزی به این خانم و همراهش گفت . منتهی چون این دو نفر زبان آن عرب را نفهمیدند . مرد عرب مجبور به استفاده از زبان تصویری شد بدین شکل که با دستی دست دیگر خود را گاز گرفت . یعنی اینکه حیوان ممکن است گاز بگیرد. از کنار بچه شتر هم رد شدیم به سمت کربلا...


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۰

سفرنامه اربعین

پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۴۲ ب.ظ
مسیر نجف به کربلا:

موکب مستقر در عمود 202 شب تا صبح استراحت کردیم. قبل از اذان صبح بیدار شدیم تا پس از اقامه نماز صبح (آن هم به صورت جماعت که بنده نماز صبح جماعت به ندرت نصیبم میشود . یکی از سورپرایزهای این سفر ، نماز صبح جماعت بود)  و صبحانه  به حرکت ادامه دادیم . صبح بود و هوا خنکی خودش را داشت . 
یک مورد را فراموش کردم محراب نماز حضرت امیرالمومنین (ع) در مسجد کوفه بود ، محراب را میبینی یک حس دوگانه ای بهت دست میده یک حس خوبی بهت دست میده از این جهت که محل سجده و ذکر مولاست ، یک حس غم آوری بهت دست میده چون  مقتل مولاست.
زایران در 2 مسیر کنار هم ، گروهی از مسیر حالت پیاده رو که پر از امکانات و غرفه های خدمات به زایران است پیاده روی می کنند و گروهی دیگر سمت چپ این گروه یعنی قسمت کندرو جاده پیاده روی میکنند که غرفه های خدمات کمتری دارد ولی سرعت حرکت زایران بیشتر میباشد. 


در مسیر به سمت محبوب ، این شماره عمودها (همان تیر برق های جاده) که بیشتر از 1400 تا هستند تو را کم کم به سمت مولا میرسانند. یاد آن حرف مرحوم آغاسی می افتادم که میگفت: "تو جاده داری میری مینبینی تابلو نوشته نجف-5کیلومتر میخوایی بیایی پایین تابلو را ببوسی" . این شماره عمودها هرچی به 1400 نزدیک تر میشد میفهمیدی که داری میرسی کربلا...
ما چون خیلی ورزشکار حرفه ای بودیم تقریبا هر 50 تا عمود دقایقی توی یک موکب استراحت میکردیم. در طول مسیر با چند کلمه عربی که بلد بودیم با چند نفری چند جمله ای عربی صحبت کردیم . تا متوجه میشدند ما ایرانی هستیم یاد امام رضا (ع) میکردند و میگفتند چند بار مشهد برای زیارت رفته اند . 
غرفه صلواتی غذا بسیار فراوان بود و مهمان نوازی فراوان. غرفه کوچکی فرهنگی ( نمایشگاه ) ایرانی رفتیم به نام "منتظر کی هستیم" حدود 10 تابلو در مورد امام زمان (عج) و ارتباطشان به  امام حسین (ع)  موجود بود  که با توضیحات راوی اثر خوبی روی بیننده داشت.
  جلوتر هم غرفه فرهنگی بزرگی ( همان نمایشگاه) عراقی رفتیم که روند تاریخی حدود 100  سال اخیر جهان اسلام را روی یک بنر 20 متر طول چاپ کرده بودند و چند راوی با زبان عربی (ما هر چی گوش کردیم چیز چندانی از صحبت های راوی نفهمیدیم) توضیح میدادند و در انتهای نمایشگاه فیلمی چند دقیقه ای از صحبت های سران حزب های اسلامی با زبان عربی روی مانیتور حدود  40 اینچی پخش میکردند  که ابتدای مستند، فرمایشات امام  خامنه ای بود که به عربی تکلم میکردند. . 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۲



دریافت



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۷:۲۷

سفرنامه اربعین

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ


مسیر مسجد سهله (کوفه) به کربلا:

بعد از اقامه نماز ظهر در مسجد سهله به سمت کربلا به راه افتادیم . مسیر به نظر مسیر حاشیه شهر بود ولی سیل عظیمی از پذیرایی از زائران مشاهده میشد که بی هیچ چشمداشتی این خدمت از میزبانان کوچک چند ساله تا بزرگترها صورت می گرفت . در مسیر دو کودک عراقی چرخ دستی برادرم را که ساک و کوله اش را روی آن قرار داده بود، از دست برادرم گرفتند تا در جابجایی این بار سنگین کمکی به زائر امام حسین کنند. پس از مسافتی و تشکر از دو کودک ، چرخ دستی را تحویل نمیدادند و کماکان اصرار داشتند تا مسیر طولانی تری بار ما را جابجا کنند . همسر برادرم مشتی شکلات به یکی از آن دو کودک داد و گفت به دوستت هم بده. کودک با لبخندی و تکان دادن سر فهماند که به دوستش شکلات نمیدهد، یعنی به او هم باید جداگانه شکلات بدهی . مشتی شکلات در دست او هم ریخته شد و راضی و خندان ما را ترک کردند.

 

هوا کم کم تاریک می شد . تعدادی کودک عراقی لب جاده مسیر پیاده روی زائرین بودند و درخواست میکردند برای شام و استراحت به منزل ما بیایید. ادامه مسیر دادیم تا جایی که جا برای اقامه نماز و پذیرایی شام و فضا برای استراحت شبانه مهیا بود. برای اقامه نماز جماعت توقف کردیم. نماز خواندیم بلافاصله سفره شام گسترده شد و زائران شام صرف کردند (کباب ترکی با نان ساندویچی عراقی به همراه موز و آب نوشیدنی) . ادامه مسیر دادیم هوا کاملا تاریک بود . از قضا که کوله بار من کامل بود چراغ قوه را از کوله درآوردم و مسیر را با نور چراغ قوه روشن کردم و وسیله تفریح بچه ها در یک ساعت پیاده روی شبانه ما شد . به جاده اصلی نجف به کربلا رسیدیم یکباره حجم زائران پیاده 10 برابر جاده قبلی شد و بسیار روشن که نیازی به چراغ قوه نداشتیم . عمود حدود 200 بود . عمود 202 موکب بزرگی بود شب را آنجا استراحت نمودیم.


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۷ ، ۲۲:۱۷

سفرنامه اربعین

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۰۳ ب.ظ

ابتدای سفر:

اتوبوس زائران از کنار مرقد امامزاده حسن به سمت مرز مهران به راه افتاد. پس از دقایقی از شروع حرکت روحانی اتوبوس ما با ذکر بسم الله و چند صلوات مسافران پس از معرفی خود و خوشامدگویی شروع به سخنرانی بابت ثواب زیارت و آداب سفر و مسافرت کرد برگه ای نیز بین مسافران توزیع شد که شامل دعای سفر و آداب مسافرت است که دوستان حتما مطالعه کنند.




ابتدای سفر بود همه با شور و اشتیاق خاصی تو راه کربلا بودند . همان ابتدای راه بسته های خیراتی اعم از شکلات، لواشک! ،چفیه تسبیح حتی انار دانه شده و ... بین مسافران توزیع می شد 

روحانی محترم اتوبوس نیز برگه های گوچکی جهت ختم 1000 صلوات هر نفر و برگه هایی جهت ختم یک جزء قرآن برای هرنفر بین داوطلبان توزیع کرد..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۷ ، ۲۱:۰۳