ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

جایی که حاج حسین یکتا کم آورد !

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۹ ق.ظ

حتما گوش کنید . اگر قبلا هم شنیده اید یادآوری و تذکر است. التماس دعا

دریافت
حجم: 2.87 مگابایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۹

شعر تولد

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۳ ب.ظ
 

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت

لیلهٔ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد


  امروز تولد خواهرزاده ام بود این شعر را از مرحوم سعدی 

شیرازی تو جمع مهمانان خواندم به ازای هر نام مبارک محمد

یک صلوات دسته جمعی فرستادیم.

الان شمردم دیدم شعر ۱۲ تا محمد داره



۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۵:۲۳

تمسک به ثقلین تنها راه نجات

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ق.ظ




💠استاد انصاریان

🔸قرآن و اهل بیت(ع) تا قیامت از هم جدایی ندارند. اگر دنباله‌رو هر دو در زندگی باشیم و بدانها عمل کنیم تا قیامت گمراه نمی‌شویم و اگر فقط دنباله‌رو یکی باشیم قطعا گمراه می‌شویم.


🌐 @ansarian_ir


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۷ ، ۰۷:۳۷

روایتگری شهدا از زبان حاج حسین یکتا - پیشنهاد دانلود 

دریافت
حجم: 4.07 مگابایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۵


امشب شـب مبارک احیــای انبیاست


زیـــرا شـبِ ولادت آقــای انبیــاست


در یـک وجـود، جلوه کند عالـم وجود؛   


در یک جمال، صورت زیبای انبیاست


عیـد بزرگ جان جهــان و جهـانِ جـان،   


عید خـدا و سیّـد و مـولای انبیاست


***********

امشب که شب خجستۀ دلبری است


دل ها ز غم و غصه و ماتم بری است


شاد است دل آل محمد، زیرا


میلاد رئیس مذهب جعفری است




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۷:۴۸


امامزاده علی بن محمد الباقر (ع) برادر امام صادق (ع)

کربلای ایران

مشهد ادهال - کاشان


دانلود کتابچه به صورت PDF  دریافت

حجم: 2.94 مگابایت



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۵


خبرگزاری تسنیم: پروفسور «برلون»، پزشک وجرّاح مسیحی مذهب یکی از جرّاحان تیم پزشکی مرحوم ‏آیت الله سیّد محمّد هادی میلانی (ره) خاطره هایی از آن مرجع تقلید جهان تشیّع نقل نموده است. وی ‏عامل مسلمان شدن خود را متاثر از شخصیت آیت الله میلانی می‌داند.


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پروفسور «برلون»، پزشک وجرّاح مسیحی در سال 1382 ه. ق یکی از جرّاحان تیم پزشکی مرحوم ‏آیت الله سیّد محمّد هادی میلانی (ره) خاطره هایی از آن مرجع تقلید جهان تشیّع نقل نموده است. وی ‏عامل مسلمان شدن خود را متاثر از شخصیت آیت‌الله میلانی می‌داند ودر این خصوص چنین تعریف می‌کند: ‏


‏«من پس از عمل جرّاحی سیّد، پیش از آنکه ایشان از حالت بی هوشی بیرون بیایند مراقب بودم که وقتی به ‏هوش می‌آید چه می‌گوید (چرا که این مرحله از نظر پزشکان مرحله حسّاسی است، شاید بیمار بعضی از ‏اسرار زندگی‌اش را هم بگوید) ایشان آرام حرکت کرد، درحالی که در آن لحظه نیز خدا خدا می‌گفت و با ‏پروردگارش راز و نیاز می‌کرد، من تحت تأثیر این صحنه‌ی شگفت‌انگیز به حقّانیّت آئین اسلام پی بردم و بدان ‏گرویدم.»


پروفسور برلون می‌گوید: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون اینکه بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می‌دهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای «کانتربری» افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانه‌های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می‌کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است.


جالب توجّه آنکه «دکتر برلون» پس از گرویدن به اسلام وصیت کرده بود او را پس از مرگ در شهر مقدس ‏مشهد دفن کنند که اکنون آرامگاه وی در قبرستان خواجه ربیع قرار دارد.


شرح این ماجرا به همراه داستان اسلام آوردن یک زوج مسیحی در محضر آیت الله سید محمدهادی میلانی در مجله نامه آستان قدس منتشر شده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۷ ، ۲۰:۵۰

سفرنامه اربعین

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۴ ب.ظ

چند نکته: 

یک سری نکات تو نوشته ها جا ماند اینجا ذکر میکنم.

- میزبانان شما در مسیر موکب ها نیروهای انتظامی و .. همه در جهت خدمت به زایران آماده هستند . مبادا با رفتار ناپسندی باعث بی احترامی به این میزبانان شویم و ادب را کامل رعایت کنیم.

- تشکر از همسفران در این سفر معنوی ، به خصوص روحانی اتوبوس که مداحی های خوبی در سفر برای ما داشت.

- یک مورد جالب در جاده های عراق این بود که بندرت در جاده، علائم راهنمایی و رانندگی اعم از فاصله با شهر بعدی و یا علایم هنگام تقاطع جاده ها دیده میشد یعنی نمیدانستی این جاده که میروی به کدام شهر میرسد و فاصله با نزدیکترین شهر، رستوران، امداد جاده و ... چقدر است .نتیجتا اینکه خدا خودش ما را برد و سالم برگرداند..

- تماس موبایل با سیم کارت ایرانی از عراق به ایران بسیار سخت و هزینه ای حدود دقیقه ای 3 هزار تومان بود ولی تماس از ایران به موبایل شما (سیم کارت ایرانی) راحت بود و هزینه دقیقه ای حدودا 1 هزار تومان.

- امسال هزار دینار عراقی (یک عراقی) ، مانند خودمان که در معاملات هزار را نمی گوییم 12 الی 14 هزار تومان (12 الی 14 تومان) بود . به بازار کربلا هم سری زدیم . کسبه چون میدانستند ما ایرانی هستیم قیمت را میپرسیدیم به تومان میگفتند . وقتی میپرسیدیم به دینار عراق چقدر و جواب میشنیدیم . متوجه میشدیم که مغازه ها نیز با اختلاف با یکدیگر دینار عراق را 12 یا 13 یا 14 تومان معادل میگفتند. خاطرم هست تو بازار یک کاسبی  ظروف برنجی میفروخت. با حدود 10 مشتری  جلوی بساط مغازه اش که همه ایرانی بودند راحت فارسی صحبت میکرد .حتی کناردستی من که ترک بود بعد از خرید قندان برنجی به فروشنده با لهجه ترکی گفت " گوی کارتونا" یعنی بگذار تو کارتن .تا این حد ایرانی ها تو بازار آنجا راحت بودند.

-تو سفر و پیاده روی اربعین تا جایی که میتوانید ذکر بگویید و یاد حضرات معصومین باشید و از غفلت و خدای ناکرده مشاجره با دیگران بپرهیزید.

- در کتاب عراق دیدم که نماز خواندن در مسجد سهله  2 سال عمر را زیاد میکند، از دست ندهید . ان شاءالله خدا عمر پر برکتی به همه ما بدهد.

-هدایایی تهیه کنید آنجا به خادمان بدهید بسیار خوشحال میشوند. دوست ما مقداری نبات به ایستگاه پخش چایی داده بود و گفته بود نبات مشهد امام رضا است . بسیار خوشحال شده بودند و تشکر کرده بودند.

-بار سفرتان را سبک بردارید تا سبکبارتر به زیارت بروید.


التماس دعا از همه دوستان


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۷ ، ۲۰:۳۴

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ب.ظ

مهران به تهران:

همه اتوبوسها به غیر از اتوبوس ما در پارکینگ حضور داشتند و منتظر مسافران بودند. به خانمم گفتم که دو نفری سوار اتوبوس قم شویم، زیارت حضرت معصومه (س) و دیدن خواهرش هم برویم ( باجناق عزیزم قم منزل دارند و هر بار که به زیارت حضرت معصومه میرویم به منزل ایشان هم میرویم) اما موافقت نکرد. حدود نیم ساعتی در مهران، پارکینگ اتوبوس ها  ایستادیم تا اینکه اتوبوس ما هم آمد. سریع همه سوار شدند . دقایقی بعد اتوبوس به راه افتاد. شب بود و همه خسته راه ، خیلی سریع کلیه مسافرها غیر از راننده و کمک راننده به خواب رفتند. موقع نماز صبح اتوبوس نزدیک مسجدی در شهر بروجرد توقف کرد . مسافران بعد از اقامه نماز صبح از همدیگر میپرسیدند که چرا ما الان بروجرد هستیم؟  مگر جاده به سمت تهران از همدان رد نمیشود ؟  از راننده سوال که کردیم جواب داد که مقصد اتوبوس قم است برای همین از این جاده آمدیم. مسافرها همه عصبانی .... یعنی چی که اتوبوس قم میرود ما همه مسافر تهران هستیم . راننده هم گفت : من راننده هستم و صاحب ماشین کس دیگری است شما باید با آن شخص صحبت کنید و من فقط راننده ام. بعد از مشاجرات فراوان معلوم شد شخصی که اتوبوس را از صاحب اتوبوس دربستی گرفته و آن شخص هم به راننده اش گفته که دربستی برای قم است . آخرش هم نفهمیدیم کی به کی تهران  و یا قم گفته است . خلاصه اینکه اتوبوس با یک مکافات عجیبی و یک معطلی زیادی و حدود 80 کیلومتر اضافه مسیر ساعت 2 ظهر به تهران رسید . اتوبوس دیگر ما 10 صبح یعنی 4 ساعت زودتر از ما رسیده بود. تو کش و قوس و مشاجره قم یا تهران رفتن اتوبوس من به هر کدام راضی بودم ، اگر قم هم میرفتیم یک زیارت هم نصیبمان می شد. به یاد حدیث معروف امام صادق که میفرمایند:


خداوند حرمی دارد که مکه است و حضرت رسول حرمی دارد که مدینه است و امیرالمؤمنین حرمی دارد که کوفه است و ما (اهل بیت) حرمی داریم که قم می باشد. و همانا در قم بانوئی از فرزندانم دفن می شود که نامش فاطمه است؛ هرکه او را زیارت کند، بهشت برایش واجب گردد. 

خلاصه ظهر رسیدیم تهران. هنوز سفر تمام نشده دلتنگ زیارت بعدی هستیم . خدا قسمت همه دوستان کند ان شاءالله


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۲۲:۲۷

سفرنامه اربعین

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۶ ب.ظ

کربلا به مهران:


صبح شنبه چون ما با کاروان رفته بودیم باید زیر پل ضربیه شهر کربلا جمع میشدیم تا به سمت مهران و نهایتا تهران (امامزاده حسن) مراجعت کنیم. نماز صبح را در موکب خواندیم و به سمت پل ضربیه پیاده حرکت کردیم از جلوی حرم امام خداحافظی گویان رد شدیم . پس از حدود یک ساعت پیاده روی طبق قرار 7 صبح به پل ضربیه رسیدیم . گروه ما 11 اتوبوس بود که از قم و اراک آمده بودند و فقط 2 اتوبوس از تهران و یک ون هم از پرند آمده بودند. خلاصه 9 صبح همه آمده بودند و بعد از حضور و غیاب از لیست اعزام شده ، به طرف اتوبوس ها به مقصد مهران به راه افتادیم . 

از هم کاروانی ما که تو اتوبوس تهران به مهران و اتوبوس  مهران به نجف با ما بود آقا سید حمید نامی بود، جوانی پرشور با روابط عمومی خوب کمی شوخ با صدای خوب که تو اتوبوس مداحی هم کرد. از پل ضربیه تا اتوبوس ها ربع ساعت پیاده روی داشت . ابتدا، این سید حمید قصه ما که پرچم یا حسین داشت رو به هم کاروانیان خود کرد و گفت "کاروان سید حمید از این طرف" و با شور و اشتیاقی به سمت اتوبوس ها حرکت کرد.  از آنجا که اعزامی از تهران 2 اتوبوس و 1 ون بود و اتوبوس های عراقی 4 یا 6 صندلی بیشتر از اتوبوس های ایرانی داشت با این حال همه مسافران تهران در اتوبوس به مقصد مهران جا نشدند و گروهی مجبور شدند این مسیر را با ون های عراقی بیایند از جمله سید حمید قصه ما که حدود 4 نفر هم همراه داشت .

اتوبوس 10 صبح راه افتاد . طبق گفته گوگل ما باید این 300 کیلومتر را حدودا 4 ساعته میرفتیم . 3 ساعت پس از حرکت اتوبوس برای نماز و نهار نگه داشت ما حومه شهر حله بودیم یعنی فقط 40 کیلومتر از مسیر را آمده بودیم .کربلا تا حله هر 500 متر یک ماشین مسلح به تیربار برای امنیت جاده حضور داشت .

جای سید حمید در اتوبوس خالی بود . ساعت 5 عصر به مرز رسیدیم و از اتوبوسها پیاده شدیم . نماز جماعت مغرب و عشاء را بین حد فاصل مرز عراق و ایران خواندیم. کمتر از یک ساعت وارد خاک ایران شدیم . همه برای خاک ایران دلتنگ شده بودند. سید حمید با مسئول کاروان صحبت کرد که مسیر مهران به تهران را حتما با هم  اتوبوسی خودش که از تهران آمدیم باشند . از قضا به پارکینگ اتوبوس ها که مراجعه کردیم همه اتوبوس ها به جز اتوبوس ما حاضر بودند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۶