ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

سفرنامه اربعین

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ


مسیر مسجد سهله (کوفه) به کربلا:

بعد از اقامه نماز ظهر در مسجد سهله به سمت کربلا به راه افتادیم . مسیر به نظر مسیر حاشیه شهر بود ولی سیل عظیمی از پذیرایی از زائران مشاهده میشد که بی هیچ چشمداشتی این خدمت از میزبانان کوچک چند ساله تا بزرگترها صورت می گرفت . در مسیر دو کودک عراقی چرخ دستی برادرم را که ساک و کوله اش را روی آن قرار داده بود، از دست برادرم گرفتند تا در جابجایی این بار سنگین کمکی به زائر امام حسین کنند. پس از مسافتی و تشکر از دو کودک ، چرخ دستی را تحویل نمیدادند و کماکان اصرار داشتند تا مسیر طولانی تری بار ما را جابجا کنند . همسر برادرم مشتی شکلات به یکی از آن دو کودک داد و گفت به دوستت هم بده. کودک با لبخندی و تکان دادن سر فهماند که به دوستش شکلات نمیدهد، یعنی به او هم باید جداگانه شکلات بدهی . مشتی شکلات در دست او هم ریخته شد و راضی و خندان ما را ترک کردند.

 

هوا کم کم تاریک می شد . تعدادی کودک عراقی لب جاده مسیر پیاده روی زائرین بودند و درخواست میکردند برای شام و استراحت به منزل ما بیایید. ادامه مسیر دادیم تا جایی که جا برای اقامه نماز و پذیرایی شام و فضا برای استراحت شبانه مهیا بود. برای اقامه نماز جماعت توقف کردیم. نماز خواندیم بلافاصله سفره شام گسترده شد و زائران شام صرف کردند (کباب ترکی با نان ساندویچی عراقی به همراه موز و آب نوشیدنی) . ادامه مسیر دادیم هوا کاملا تاریک بود . از قضا که کوله بار من کامل بود چراغ قوه را از کوله درآوردم و مسیر را با نور چراغ قوه روشن کردم و وسیله تفریح بچه ها در یک ساعت پیاده روی شبانه ما شد . به جاده اصلی نجف به کربلا رسیدیم یکباره حجم زائران پیاده 10 برابر جاده قبلی شد و بسیار روشن که نیازی به چراغ قوه نداشتیم . عمود حدود 200 بود . عمود 202 موکب بزرگی بود شب را آنجا استراحت نمودیم.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی