ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

ثقلین (قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم)

رسول الله (ص) فرمودند:
نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی ء گرانبها را بین شما باقی می گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می کنید.

آخرین نظرات
  • جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - علی کشاورز
    واقعا
  • پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ....جلیس العقل ....
    جالبه

سفرنامه اربعین

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۲۳ ق.ظ


کوله بار سفر:

شروع به بستن وسایل مورد نیاز داخل کوله پشتی شدم کلی وسیله بود از جمله لباس گرم لباس راحتی چند دست لباس زیر و  چند جلد کتاب ( چون بنده خیلی اهل کتاب و کتاب خوانی هستم !!) 4 جلد کتاب که اصلا تو این حدود 150 ساعت سفرمون اصلا خوانده نشد فقط تو موکبمون تو کربلا توی کوله بودند به دلیل بارندگی شدید و سقف چادری موکب کمی خیس شدند . 1 جلد کتاب زیبا و نفیس راهنمای مصور زیارتی عراق  که پیشنهاد بنده به همه دوستان است که این کتاب را مطالعه کنند را همسرم گفت تو کوله من باشد که تو اتوبوس این کتاب را مطالعه کند ! { دریغ از 1 دقیقه مطالعه این کتاب تو این 170 ساعت سفرمون - قابل توجه که وزن این کتاب یا بهتر بگویم جرم این کتاب 850 گرم میباشد و تو کل سفر ، این کتاب همراه یا دوش من بود....} 1 جلد مفاتیح کامل جیبی که بین الحرمین زیارتنامه ها را از روی این مفاتیح الجنان خواندم . 2 کیلو خرمای خشک که حدود نیم کیلو باقی ماند و به عنوان سوغاتی و از کربلا برگشته به خویشان دادیم. حدود 1 کیلو نبات که فقط کمی استفاده شد و چون بارم برگشتنی سبک تر بشود به چایخانه موکبمون در کربلا دادم و .. یعنی کوله ام را وزن نکردم ولی مطمئنا بالای 12 یا 13 کیلو بود..


اتوبوس ها:

ماجرای شیرین و به یاد ماندنی این 2 تا اتوبوس اعزامی از تهران داشتند که تا حد امکان برای شما بازگو کنم. از صحن و حیاط امامزاده حسن به همراه پدر و مادرم به خیابان پشت حرم رفتیم تا سوار اتوبوس ها شویم . 2تا اتوبوس مرتب و تر و تمیز حضور داشتند . وقتی به اتوبوس ها رسیدیم مادرم که تجربه سفر زیارتی با اتوبوس زیاد دارد به ما گفت که مدیر کاروان یک برگه ( به نظرم گفت مانیفست) دارد که اسم و عکس مسافرها و ترتیب صندلی ها توش مشخصه . پس هر کس جای خودش بنشیند . بنده هم حاضرجواب سریع گفتم بعیده این کاروان همچین امکانات بالایی داشته باشد . مادرم گفت داره . من هم گفتم نداره اگر نداشت یک شکلک براتون میفرستم. اتوبوس جلوتر مسافرها را سوار میکرد و راننده اتوبوس گفت هر وقت اتوس جلوتر پر شد اتوبوس عقبی سوار شوید (به همین راحتی - بدون نیاز به هیچ برگه و لیستی یا مانیفستی) . ما چون 6 نفر بودیم اتوبوس جلو تقریبا پر شده بود ما اتوبوس عقبی سوار شدیم و ساعت 8 صبح به راه افتادیم سمت نجف ...


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی